مطالب آموزشی مهندسی صنایع

مهندسی صنایع

1-تئوری بازی ها

2- اینترنت اشیا

3- چرخه‌ی حیات پروژه‌ | ارزیابی پروژه

4- معايب و علائم ناشی از نداشتن سيستم نگهداری و تعميرات

 

1-تئوری بازی ها

تئوری بازیها برای اولین بار توسط یک ریاضیدان فرانسوی به نام بورل در سال ۱۹۲۱ مطرح شد.

امیل بورل مقالات متعددی در مورد تئوری بازیها منتشر کرده است. او از یک مثال کارت بازی برای پیش بینی و بررسی رفتار فرد مقابل استفاده کرد.

او تئوری بازیها را در برنامه های اقتصادی و نظامی به کار برد تا نشان دهد که ایا یک بهترین راه حل برای بازی مطرح شده وجود دارد و در صورت وجود آنرا بیابد.

بورل نتوانست در نهایت ایده ی خود را  توسعه دهد، بنابر این عموم مورخان معتقدند که بایست فون نیومن (۱۹۰۳) را باعث ارتقاء این رویکرد دانست، فردی که اولین مقاله ی خود در زمینه ی تئوری بازیها در سال ۱۹۲۸ یعنی ۷ سال پس از بورل منتشر کرد. نظریه بازیها روشی است که از علوم ریاضی نشات گرفته است.

امروزه این رویکرد، به روشی متداول برای پیش بینی نتیجه در رشته هایی مانند: اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی و علوم مدیریتی تبدیل شده است.

شاید بتوان گفت که ویژگی اصلی تئوری بازیها سنجش و ارزیابی عکس العمل طرف مقابل در بازی و رسیدن به یک باور است که طرف مقابل با توجه به این باورها، تصمیم گیری و انتخاب می کند.

در یک بازی افراد با توجه به باورشان از اینکه طرف مقابل چه تصمیمی را اتخاذ می کند، تصمیم می گیرند که طی آن بهترین نتیجه با بیشترین سود را عایدشان کند.

تئوری بازیها بیان می کند که در هر بازی که در محیط استراتژیک انجام می شود افراد چه راه عقلانی ای را در پیش می گیرند. بنابراین این رویکرد می تواند منطقی ترین و بهترین راه حل برای هر دو بازیکن شود.

یکی از کارامدترین ابزارهای بررسی این گونه مسائل تئوری بازیهاست.

با توجه به اینکه استفاده از تئوری بازیها در تعریف و تفسیر رفتار بخش های مختلفی از سیستم نیاز است.

در مدیریت ساخت تصمیم گیرندگان متعددی در بخش های مختلف از جمله: طراحی، ساخت، بهره برداری، عملیات، و تعمیرات و نگهداری، درگیر فعالیت هستند.

متداولترین موضوع در هر پروژه ای توجه به این مطلب می باشد که کلیه ی بخشهای درگیر پروژه منافع شخصی خود را به منافع کل سیستم ترجیح می دهند.

با توجه به نتایج به دست آمده رویکرد تئوری بازیها و نتایج حاصل از آن متفاوت از نتایج حاصل از روشهای بهینه سازی سنتی است. با وجود اینکه تئوری بازیها برای ارزیابی تاثیر اقدام تصمیم گیرندگان به منظور توسعه راهکاری رضایت بخش، یک چارچوب کلی ارائه می دهد، تاکنون به خوبی در پروژه های ساخت مورد استفاده قرار نگرفته اند.

بنابراین می توان گفت که کلیه ی بخش های درگیر در پروژهای ساخت از مفاهیم اساسی این رویکرد آگاهی مطلوب را ندارند.

در حالیکه این رویکرد میتواند در صنعت ساخت به درک و حل و فصل برخی مناقشات موجود در پروژه ها که نمی توان آنها را با استفاده از روشهای مهندسی سیستم معمولی به صورت منطقی حل کرد، کمک شایانی کند.

از آنجایی که این روش میتواند رفتار طرفهای درگیر پروژه را بهتر منعکس کند در کل نتایج حاصل از آن منطقی و عملی تر از دیگر روشها می باشد.

2-اینترنت اشیا

این روزها در باره اینترنت اشیاء بسیار میشنویم اما با این حال اینترنت اشیا برای بسیاری از افراد مبهم است؛ در این جا قصد داریم این فناوری را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار دهیم.

اینترنت شبکه جهانی است که ارتباط تمامی کاربران را با هم برقرار میکند، اما ساختار این شبکه در حال تغییر است. همه ما از لپتاپها، تبلتها و گوشیهای هوشمند جهت برقراری ارتباط بین دوستان خود استفاده میکنیم.

اغلب اطلاعات بین ما و دوستان از طریق سرورهایی که وظیفه باز کردن وب سایت را برعهده دارند و نرم افزارهای ایمیل رد و بدل میشود.

درنهایت میتوان گفت اینترنت از کاربران و سرورها تشکیل شده است؛ اما عضو جدیدی در حال اضافه شدن به این مجموعه است. این عضو جدید کاربر نیست و از آن به عنوان Things یا اشیا یاد میشود، این کلمه از عبارت Internet of Internet برگرفته شده است.

یک شی ممکن است به هر دستگاهی که دارای سنسوری جهت تبادل اطلاعات است خطاب شود. مثالهایی از این سنسورها شامل سنسور دما، سنسورهای ترافیک و سنسورهای اندازه گیری انرژی است.

دستگاههای هوشمندی مانند گوشیهای هوشمند با دسترسی به اینترنت، ایمیل و شبکه های اجتماعی باعث شده اند تا امورات شخصی و کارهای ما به نحوی متفاوت انجام پذیرند.

به وضوح میتوان گفت که اینترنت اشیا تاثیر بسیاری را در زندگی همه کاربران خواهد داشت. در حالت کلی میتوان گفت اینترنت اشیا شبکه ای از اشیاء فیزیکی تعبیه شده با قطعات الکترونیکی، نرم افزار، سنسورها و اتصاالت است تا آنها توسط تبادل اطلاعات با تولید کننده، اپراتور یا دستگاههای دیگر قادر به ارائه ارزش و خدمات بیشتر باشند.

هر کدام از اعضای اینترنت اشیاء به تنهایی توسط سیستم تعبیه شده در آن، قادر به شناسایی هستند و میتوانند با زیرساخت اینترنتِ موجود نیز تعامل داشته باشند.

اینترنت اشیا مفهومی محاسباتی است برای توصیف آیندهای که در آن اشیای فیزیکی یکی پس از دیگری به اینترنت وصل میشوند و با اشیای دیگر در ارتباط قرار میگیرند. در این تکنولوژی به هر چیز یک شناسه منحصر به فرد و همچنین یک IP تعلق میگیرد که بتواند داده ها را برای پایگاه داده مشخص شده ارسال کند.

انتقال اطلاعات از طریق وای فای، بلوتوث و ایمیل مثال هایی از نحوه برقراری دستگاه ها به همدیگر است.

در مبحث ماشین به ماشین اینترنت اشیا، موضوع مهم منابع محدودی مانند قدرت پردازش، حافظه رم و غیره است .

3-چرخه‌ی حیات پروژه‌ | ارزیابی پروژه

چرخه‌ی حیات پروژه‌ی مجموعه‌ای از مراحل و فازهای منطقی است که از ابتدا تا انتهای پروژه را تشکیل می‌دهد تا مراحل تعریف، ساخت و تحویل محصول پروژه را در بر بگیرد.

در هر فاز یا چند محصول ارائه شود محصولات ارائه شده در پایان هر فاز از پروژه در عملکرد نهایی مؤثر بوده و منابع مورد نیاز برای فاز بعدی را مشخص می‌کنند.

پروژه‌ها را باید به چندین فاز تقسیم کرد تا هم مدیریت پروژه ساده تر گردد و هم ریسک آن کاهش یابد. محصولات ارائه شده در پایان هر فاز به سازمان امکان می‌دهد که پروژه را ارزیابی کند.

هم پوشانی فازها ممکن است خطرناک باشد و در صورتی باید به آن اقدام کرد که ریسک آن کم و قابل پیش‌بینی باشد.

پروژه‌ها نیز مانند تمام موجودات زنده دارای چرخه‌ی حیات هستند، یعنی متولد شده، رشد کرده، به نقطه‌ی اوج رسیده ، رو به زوال نهاده و در نهایت متوقف می‌شوند.

علاوه بر این، به نظر می‌رسد تمام پروژه‌ها دارای خصوصیات زیر هستند:

تلاش صورت گرفته در ابتدای پروژه کم، اما به تدریج افزایش یافته و در انتها کاهش می‌یابد.

ریسک و بی‌ثباتی در ابتدای پروژه در بالاترین سطح خود قرار دارد. به محض شروع به کار پروژه احتمال موفقیت افزایش می‌یابد.

توانایی حامی‌ها در تاثیر بر دامنه‌ی پروژه در ابتدای کار در بالاترین سطح قرار دارد.

ارزیابی پروژه

گاهی اوقات ارزش پروژه‌ بلافاصله پس از پیاده‌سازی سیستم مشخص نمی‌شود. ارزیابی فقط پس از پیاده‌سازی مشخص می‌شود. علاوه بر این هم تیم پروژه و هم خود پروژه در پایان مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، مدیر نیز باید عملکرد هر یک از اعضای تیم را ارزیابی کند.

برنامه‌ریزی: مرحله‌ی برنامه‌ریزی شامل شناسایی و برطرف کردن مشکل یا موقعیتی است که منجر به تولید و مدیریت پروژه شده است در این مرحله باید برنامه‌ریزی به صورت رسمی صورت گیرد تا هدف، محدوده، بودجه، برنامه‌ی زمانی، فناوری، مراحل و روش‌های ساخت سیستم و ابزارها کاملاً مشخص و آماده می‌شوند.

تحلیل: فاز تحلیل به مشکل و موقعیت فوق با جزئیات بیشتری می‌پردازد. معمولاً تحلیل‌گر سیستم باید افراد ذینفع مختلف را ملاقات کرده و هر چه بیشتر با مشکل یا موقعیت آشنا شود.

طراحی: در طول فاز طراحی، تیم پروژه از نیازمندی‌ها و مدل‌های منطقی آتی به عنوان ورودی برای طراحی ساختار سیستم اطلاعاتی جدید استفاده می‌کند. این ساختار باید متشکل از طراحی شبکه، پیکربندی سخت افزار، پایگاه داده، رابط کاربر و برنامه‌های کاربردی باشد.

پیاده‌سازی: منظور از پیاده‌سازی، ساخت سیستم، آزمایش و نصب آن است. علاوه بر این آموزش، پشتیبانی و مستند سازی نیز باید ارائه شود.

نگهداری و پشتیبانی: هر چند نگهداری و پشتیبانی ممکن است واقعاً یکی از فازهای پروژه نباشد، اما از اهمیت فراوانی برخوردار است.

4-معايب و علائم ناشی از نداشتن سيستم نگهداری و تعميرات

آثار سوء ناشي از نبودن سيستم نگهداري و تعميرات را از جهات مختلف ميتوان بررسي نمود. كه عمده ترين آن‌‌ها عبارتند از:

عدم اطمينان

هزينه‌‌ها و خسارات ناشي از خرابي ماشين‌آلات

كاهش عمر

كاهش ارزش زمان فروش ماشين دست دوم

علائم فقدان سيستم نگهداري و تعميرات

امروزه كارخانجات و صنايعي كه از فقدان ‌‌برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات رنج مي برند، اغلب داراي كارايي كم و سوددهي پايين هستند. بعضي از علائمي كه بيانگر فقدان سيستم ‌‌برنامه‌ريزي نگهداري و تعمیرات مي‌باشد، در ادامه آورده شده است.

مطلوبيت پايين تجهيزات و ماشين‌آلات به دليل توقف‌‌هاي متوالي و غير‌‌برنامه‌ريزي شده افزايش توليد از دست رفته به دليل از كارافتادگي زياد دستگاه‌‌ها، بيكاري اپراتور و غيره.

افزايش بي رويه ضايعات به دليل غيرقابل اطمينان بودن تجهيزات و وسايل سرمايه گذاري.
افزايش هزينه‌‌هاي تعميرات به دليل مسامحه در روغن كاري منظم، بازرسي‌‌ها و تعويض به موقع قطعات معيوب.
كاهش زمان سوددهي كارخانه به دليل نبود تعميرات مناسب وكافي.

5-تعميرات | نقش ‌‌برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات در كارخانجات

تعميرات

شامل مجموعه فعاليت هايي است كه بر روي يك سيستم يا وسيله اي كه دچار خرابي و يا ازكارافتادگي گرديده، انجام مي دهيم تا آن را به حالت آماده و قابل بهره برداري بازگردانده و در جهت انجام وظيفه اي كه به آن محول گرديده است، آمادهاش سازيم. از تعريف فوق به راحتي در مي يابيم كه از كارافتادگي هر وسيله يا سيستم، يك متغير تصادفي است كه مي توان وقوع آن را به صورت تخميني پيش بيني كرده و براي رفع و تعمير آن، آمادگي لازم را از قبل احراز نمود. انجام اين امر مستلزم اتخاذ تدابير لازم و ‌‌برنامه‌ريزي صحيحي است كه تحت عنوان “‌‌برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات” نامگذاري شده است.

 

نقش ‌‌برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات در كارخانجات

نگهداري و تعميرات به مجموعه فعاليت‌‌هايي اطلاق مي گردد كه سبب افزايش عمر مفيد ماشين آلات مي‌شود و كاهش مصرف قطعات يدكي و انرژي و هزينه را نيز به دنبال دارد. و كارايي و راندمان عملي ماشين آلات را افزايش مي دهد. با نگهداري و تعميرات بايد بيشتر، برخوردي مهندسي و عملي شود تا برخوردي تئوريك و غيرعملي.

اگر چه از مباني علمي در تدوين سيستم استفاده مي شود، ولي شرايط هر كارخانه و نيازها و مشكلات آن را نيز نمي توان ناديده گرفت و لذا سعي بر اين است كه سيستم نگهداري و تعميرات را با همكاري مهندسان و كارشناسان هر كارخانه تدوين نمود، تا چنين سيستمي در زمان اجرا ، با كارخانه بيگانه و دور از ذهن پرسنل اجرايي نباشد.

در تدوين سيستم و اجراي آن، نقش نيروي انساني و طرز تفكر و نگرش پرسنل فني به سيستمي كه تدوين يا اجرا خواهد شد را بايد در نظر داشت و بايد متوجه بود كه هر سيستم يا روش جديد، در پرسنل و نيروي انساني، دوگانگي ايجاد كرده و اين دوگانگي مقاومت هايي را از طرف پرسنل به دنبال دارد. لذا ظرفيت كار را نبايد از دست داد و اگر كه اصل مهم و اساسي در اجراي هر سيستم، قاطعيت در مديريت است اما ايجاد انگيزه در پرسنل براي اجراي سيستم، يكي از ضروريات مهم مي‌باشد توجه به اين نكته كه (افراد هستند كه برنامه را اجرا مي‌كنند نه آدم‌‌هاي آهني) سنگيني مسئوليت ما را به

عنوان تدوين كننده سيستم، بيشتر مي‌كند. لذا مشاركت دادن افراد متخصص در تدوين سيستم از مقاومت‌‌هاي احتمالي آن‌‌ها جلوگيري مي‌كند و هم اطلاعات و دستورالعمل‌‌هاي جمع آوري شده را غني تر و قابل اجراتر مي سازد. با توجه به اينكه تداوم بكارگيري هر سيستم، از تدوين آن مشكل تر است، لذا پويايي و ديناميك بودن سيستم نگهداري و تعميرات از اهميت ويژه اي برخوردار است كه سبب تكامل اين سيستم ميگردد.

6-برنامه ریزی آرمانی

برنامه ریزی آرمانی یکی از تکنیک های مسائل تصمیم گیری چند هدفه و یک روش بسیار کارآمد در تصمیم گیری چند هدفه است و تکنیکی است که نگرش متفاوتی را در مورد حل انواعی از مسائل برنامه ریزی که دارای اهداف چندگانه و متعارض هستند ارائه میکند و اولویت اهداف توسط تصمیم گیرنده تعیین میشود. برخلاف برنامه ریزی خطی که مستقیما به بهینه سازی تابع هدف می پردازد، برنامه ریزی آرمانی به مینیمم کردن انحراف بین اهداف و راه حل بهینه می پردازد.

تابع هدف مساله اصلی به صورت محدودیت جدید همراه با متغیر کمکی و مقدار بهینه مورد نظر دوباره فرمول بندی میشود. متغیرهای کمکی را متغیرهای انحراف از آرمان می نامیم. روش های برنامه ریزی آرمانی دارای ساختار مشترکی هستند که هدف آنها حداقل کردن انحراف نامساعد هر یک از اهداف از سطح مشخص آرمان های مربوط به آنهاست. به این صورت که در تابع هدف مساله مجموع انحرافات نامطلوب از هر آرمان که توسط تصمیم گیرنده تعیین میشود، حداقل میشوند.

متغیرهای انحرافی دلالت بر مقادیری دارند که نشان می دهند کدامیک از آرمان های متعدد، نسبت به سطوح مشخص خود بیشتر یا کمتر برآورده شده اند. برون داد این تکنیک، مشخص خواهد کرد که کدام یک از آرمان ها برآورده شده، کدام یک به دست نیامده و به چه میزان برآورده نشده است. در بسیاری از موقعیتهای واقعی، ممکن است انحراف از آرمانهای خاصی بسیار مهمتر ازانحراف از سایر آرمانها باشد.

همچنین برای یک آرمان مشخص، امکان دارد انحراف در یک جهت،اهمیت بیشتری نسبت به جهت مخالف آن داشته باشد. برای چنین وضعیت هایی می توان متغییرهای وزنی در نظر گرفت.

 

انواع روش های برنامه ریزی آرمانی عبارتند از:
برنامه ریزی آرمانی پیشگیرانه
برنامه ریزی آرمانی غیر پیشگیرانه
برنامه ريزي آرماني مينيماكس

7-مفهوم مدیریت زنجیره تأمین | اهداف مدیریت زنجیره تأمین

مفهوم مدیریت زنجیره تأمین

شدید شدن رقابت در بازار جهانی و افزایش تعداد رقبا، شرکت ها را برای موفقیت در این عرصه به سمتی می کشاند که کیفیت محصولات و خدمات را افزایش داده و هزینه و قیمت تمام شده محصول را پایین آورند. چنانچه در چنین وضعیتی شرکت هایی که در جهت تولید یک محصول نهایی نقش دارند، به صورت حلقه های یک زنجیر با یکدیگر هماهنگ باشند، امکان دستیابی به کیفیت بالاتر و هزینه پایین تر فراهم خواهد شد، لذا برای موفقیت در بازار رقابتی روی آوردن به چنین تفکری لازم به نظر می رسد.

این تفکر فقط یک نظم تاکتیکی نیست و باید توجه داشت که رقابت در بیشتر صنایع از داخل به بیرون شرکت تغییر پیدا کرده است. واژه مدیریت زنجیره تأمین اولین بار توسط دو محقق به نام های اولیور و وبر در سال ۱۹۸۲ به کار گرفته شد و سپس به طور گسترده در دهه ۱۹۹۰ مورد استفاده قرار گرفت. پیش تر از واژه لجستیک و مدیریت عملیات به جای آن استفاده می گردید.

از نظر اولیور و وبر زنجیره تأمین دربرگیرنده لجستیک و مسأله مطرح در سطح مدیریت ارشد سازمان می باشد. مدیریت زنجیره تأمین دامنه وسیعی دارد که شامل تأمین کنندگان عمده، تأمین کنندگان جزء، مشتریان عمده، مشتریان جزء و مصرف کنندگان نهایی می باشد. در واقع، مجموعه رویکردهایی است که برای یکپارچه سازی کارایی تأمین کنندگان، تولیدکنندگان، انبارها و فروشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد.

 

اهداف مدیریت زنجیره تأمین

مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یک نمونه عالی تولیدی در جهت بهبود رقابت های سازمانی در قرن بیست و یکم اهمیت یافته است. در واقع با مدیریت صحیح زنجیره تأمین لازم است به گونه ای حرکت کنیم تا به اهداف زیر برسیم:

الف) کاهش هزینه های نوآوری و خلاقیت
ب) افزایش فروش سازمان
ج) بهبود هماهنگی و همخوانی بین عرضه کنندگان و توزیع کنندگان

از آنجائیکه مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یک استراتژی رقابتی با هدف بهبود پاسخ و انعطاف پذیری سازمان های تولیدی برای عرضه کنندگان و مشتریان در نظر گرفته شده است بنابراین، شرکت ها تلاش می کنند تا راه هایی در جهت بهبود انعطاف پذیری، پاسخگویی و رقابت پذیری با تغییر دادن استراتژی ها، روش ها و تکنولوژی های عملیاتی پیدا نمایند. در نتیجه می توان گفت هدف نهایی زنجیره تأمین، برآورده ساختن رضایت مشتری بر مبنای کسب سوددهی مناسب برای سازمان می باشد.

8-مفهوم زنجیره تأمین | اجزای زنجیره تأمین | هدف زنجیره تأمین | کاهش هزینه زنجیره تأمین | زنجیره هاي تأمین خارجی

مفهوم زنجیره تأمین

زنجیره تأمین، تنها دربرگیرنده تأمین کنندگان و تولید کنندگان نبوده، بلکه علاوه بر آن بخش های حمل و نقل، عمده فروشان، خرده فروشان و حتی مشتری های آنان نیز از دیگر اجزای زنجیره به حساب می آیند.

در حقیقت هدف اولیه هر زنجیره تأمین، برآوردن نیازهای مشتریان می باشد و نتیجه این فرآیند، کسب سود و درآمد برای تولید کننده و دیگر عناصر درگیر در زنجیره خواهد بود. به طور کلی، حرکت مواد از تأمین کنندگان به تولید کنندگان و سپس به توزیع کنندگان و خرده فروشان و در نهایت به مشتریان نهایی در طول زنجیره، سیر فعالیت های زنجیره تأمین را نشان می دهد. از آنجائیکه زنجیره تأمین پویاست و همواره جریان مداومی از اطلاعات، پول و محصول در بین مراحل مختلف آن وجود دارد توجه به این موضوع ضروری است که این جریان های مداوم در هر دو جهت زنجیره تأمین می باشند.

در حالی که به طور سنتی جهت جریان محصول به سمت مشتری و جهت جریان پول به سمت تأمین کننده فرض شده است. در یک زنجیره تأمین، تولید کننده ممکن است مواد اولیه خود را به جای یک تأمین کننده از چندین تأمین کننده فراهم نماید و از سویی دیگر محصولات خود را به تعداد زیادی توزیع کننده ارسال کند.

بنابراین، بسیاری از زنجیره های تأمین به صورت شبکه های تأمین می باشند. در یک تعریف جامع می توان بیان نمود که یک زنجیره تأمین شامل همه مراحلی (اعضای زنجیره) است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در برآورده سازی خواسته های مشتریان نقش دارد. در واقع این زنجیره، تمامی موارد مرتبط با شبکه تدارکات را در بر میگیرد که شامل تأمین کنندگان، مراکز تولیدی، انبارها، مراکز توزیع، بازار خرده فروشان، مشتریان و هم چنین مواد خام، موجودی های در حال ساخت و محصولات نهایی جاری بین آن ها می شود.

 

اجزای زنجیره تأمین
الف) زنجیره تأمین بالادست:  این بخش شامل اقداماتي است که يک شرکت در پيوند با تأمين کنندگانش در اولين لايه و ارتباط آن ها با تأمين کنندگان لايه هاي پايين تر انجام مي دهد. روابط تأمين کنندگان مي تواند در سطوح مختلف تا اولين تأمين کننده مواد توسعه يابد. در اين قسمت، فعاليت اصلي تأمين و تهيه است.

 

ب) زنجیره تأمین داخلی:  این بخش شامل همه پردازش های استفاده شده به وسیله یک سازمان در تبدیل داده های حمل شده به سازمان به وسیله تأمین کنندگان به خروجی هاست از زمانی که مواد وارد سازمان می شود تا زمانی که محصول نهایی برای توزیع به خارج سازمان حرکت می کند. فعالیت های اصلی این قسمت شامل حمل مواد، مدیریت موجودی، ساخت و کنترل کیفیت است.
ج) زنجیره تأمین پایین دست: این بخش شامل همه فرآیندهای درگیر در توزیع و تحویل محصولات به مشتریان نهایی می باشد. خیلی زیاد مشاهده می شود که زنجیره تأمین، وقتی محصول واگذار یا مصرف گردد، پایان می پذیرد. فعالیت های اصلی این قسمت شامل بسته بندی، انبار و حمل است. این فعالیت ها ممکن است با استفاده از چندین توزیع کننده انجام شود مانند عمده فروشان و خرده فروشان. این قسمت می تواند به سمت راست به همین ترتیب گسترش یابد.

با شهرت یافتن مفهوم زنجیره تأمین، تعاریف مختلفی برای این مفهوم ارائه گردیده است.

فرهنگ لغت ایپکس زنجیره تأمین را به صورت زیر تعریف می کند:

مراحل مختلف انجام کار از تهیه مواد اولیه تا تحویل محصول نهایی که به صورت ارتباط بین شرکت های عرضه کننده مواد تا مصرف کنندگان تعریف می شود را زنجیره تأمین گویند.

تعریف ارائه شده توسط شورای زنجیره تأمین چنین است:

زنجیره تأمین شامل فعالیت های مربوط به تولید تا تحویل محصول نهایی از تأمین کنندگان عمده تا مشتریان خرده است.

هدف زنجیره تأمین

هدف هر زنجیره تأمین، حداکثر کردن ارزش کل تولید شده است که در واقع اختلاف بین ارزش محصول نهایی برای مشتری و هزینه ای است که زنجیره تأمین در تلاش خود برای ارضاء خواسته مشتری صرف کرده است.

در اغلب زنجیره های تأمین تجارتی، ارزش با قابلیت سودآوری زنجیره تأمین ارتباط تنگاتنگی دارد. قابلیت سودآوری زنجیره تأمین، تفاوت بین آنچه که از مشتری به دست می آید و هزینه کلی است که در طول زنجیره تأمین صرف شده است. در واقع، سود نهایی است که بین تمام مراحل زنجیره تأمین تقسیم می شود. هر چه این قابلیت بیشتر باشد موفقیت زنجیره تأمین نیز بیشتر می باشد. البته موفقیت زنجیره تأمین براساس قابلیت سودآوری زنجیره تأمین سنجیده می شود، نه براساس سود انفرادی هر مرحله چون حداکثر بودن سود هر مرحله الزاماً به حداکثر شدن قابلیت سودآوری زنجیره تأمین نمی انجامد.

کاهش هزینه زنجیره تامین

شاخص اصلى بهبودى زنجیره تامین، کاهش هزینه است. این کوشش‌ها براى استراتژى‌ها و سیاست‌هاى کارایى انجام مى شود. پنج دلیل اصلى هزینه زایى عبارت‌اند از:

عدم وضوح فرآیند زنجیره تامین

تغییرات رویه هاى داخلى و خارجى شرکت

ضعف موجود در طراحى تولید

وجود اطلاعات ناقص براى تصمیم گیرى

زنجیره هاي تامین خارجی

بعد از شناخت زنجیره تامین داخلی لازم است تامین بخش زنجیره هاي عرضه تحلیل و توسعه داده شود (تامین کنندگان و مشتریان). این عمل اهمیت بسیاري دارد چرا که فرصت هاي مهم جهت توسعه، اغلب در تاثیرات متقابل سازمانهاي گوناگون عضو زنجیره بدست می آید و از طرفی سازمانهاي مختلف و محصولات و خدمات آنها که در تحلیل ها وارد میشوند با پیچیدگی زیادي همراه هستند. در اینگونه تحلیل ها، سازمانها می بایست بیشتر بر روي زنجیره هاي عرضه اي که در موفقیت سازمان نقش مهمتري دارند، تمرکز کنند.

در انتخاب اعضاي خارجی می باید موضوعات مختلفی پیگیري شود. اولاً موقعیت ها و شرایط رقابتی موجود در بین اعضاي آینده مدیریت زنجیره تامین شناسایی شود، اگر سازمان ها عضو زنجیره رقیب مستقیم هم نباشند تلاش هاي مربوط به مدیریت زنجیره تامین ثمربخش تر و بهره ورتر خواهد شد، در صورتی که روابط رقیبانه بین تامین کننده و خریدار موجود باشد، ممکن است محدودیت هایی در فعالیت هاي مشترك زنجیره بوجود آید.

دوماً تمام سازمان ها و نمایندگان آنها باید اهداف مشترکی را دنبال کنند، این بدان معنی نیست که تمام سازمانها اهداف برابر داشته باشند، اما باید اهداف مربوطه آنها در طول کل زنجیره تامین سازگار باشند. سوماً در صورتیکه سازمانهاي عضو زنجیره احساس کنند که مشارکت آنها سودمند و مفید نیست، مدیریت زنجیره تامین پتانسیل هاي موفقیت را کاهش میدهد. در مدیریت زنجیره تامین واحدهاي مجزاي تجارت یا واحدهاي وظیفه هاي گاهی احساس زیان می کنند (در زمینه اختیار برنامه ریزي، مسئولیت، منبع یابی و غیره). در حالیکه نتایج براي سراسر سازمان بهینه می باشد. یک مدیریت زنجیره تامین خارجی موفق نخواهد بود مگر اینکه اعضاي تمام سازمان هاي درگیر احساس تعهد کنند و به این عقیده داشته باشند که از طریق مدیریت زنجیره تامین سودآوري سازمان افزایش می یابد.

9-منطق فازی | تصميم گيري فازي | دلایل استفاده از منطق فازی

منطق فازی:

منطق فازي گونه اي بسيار مهم از منطق است كه توسط استاد ايراني پروفسور لطفي زاده در سال ۱۹۶۵ مطرح شد و به طور جدي در مقابل منطق دودويي ارسطويي قرار گرفت و اين منطق نه تنها در حوزه تئوري بلكه در صنعت نيز به كار رفته و پژوهشگران زيادي را مشغول به تحقيق در اين زمينه كرده است.

منطق فازي در ابتدا به عنوان روشي براي پردازش اطلاعات معرفي شد كه عضوهاي يك مجموعه علاوه بر دو حالت قطعي عضو بودن و نبودن حالت بين اين دو را نيز تعريف مي كردند. فازي به جاي پرداختن به صفر و يك، از صفر تا يك را مورد بررسي و تحليل قرار مي دهد. به بيان ديگر مجموعه اي كه در منطق ارسطويي داراي دو عضو صفر ويك است در منطق فازي به مجموعه اي با بي نهايت عضو كه داراي مقاديري از صفر تا يك هستند تبديل مي شود و بدين صورت منطق فازي به اعمال و طرز فكر آدميان بيشتر نزديك مي شود.

تصميم گيري فازي

در تفكر كلاسيك تصميم گيرنده براي تصميم گيري به آگاهي عميق و همه جانبه از شرايط موجود نيازمند است. اما با ظهور تفكر فازي اين مشكل تا حد زيادي مرتفع گرديد و تصميم گيرندگان توانستند با به كارگيري فنون ارائه شده در منطق فازي به تصميم گيري در شرايط مبهم بدون نياز به اطلاعات كامل و اعداد قطعي بپردازند.

در حالت قطعي كه به آن شرايط اطمينان كامل نيز مي گويند ضريب اطمينان داده ها صد درصد است. مفهوم فازي يك مفهوم عام از مفاهيم سربسته و مبهم است. سربسته مفاهيمي هستند كه درك آنها با عبارات توضيحي همراه است و مفاهيم مبهم مفاهيمي هستند كه حد و مرز آنها مشخص است. براساس استدلال، تحليل اين نوع مفاهيم با منطق فازي امكان پذير است  .

به علت عواملي نظير عدم اطلاعات دقيق و ناقص، ذهنيت و زبان شناسي كه با درجه كم و زياد در زندگي واقعي نقش دارند تصميم گيري فرايند مشكلي مي باشد. اين عوامل نشان مي دهند كه فرايند تصميم گيري در يك محيط فازي و منطق فازي است. در اين مقاله نيز به علت اينكه نمي توان اطلاعات را دقيق بيان نمود از تصميمم گيري و مدل هاي فازي استفاده شده است. تفاوت شرايط فازي با عدم اطمينان كامل در اين است كه در حالت فاز ي ميتوان تابع تعلق براي اندازه گيري مفاهيم يا مجموعه هاي مبهم تعريف كرد؛ در صورتي كه در شرايط عدم اطمينان كامل، تابع احتمال و تابع تعلق براي داده ها قابل تعريف نيست.

دلایل استفاده از منطق فازی

می توان دلایل استفاده گسترده از منطق فازی را در موارد ذیل خلاصه نمود:

منطق فازی از نظر مفهومی بسیار ساده می باشد؛ زیرا مفاهیم ریاضی مورد استفاده در استدلال فازی بسیار ساده هستند.

منطق فازی بسیار انعطاف پذیر است. در واقع به آسانی می توان یک سیستم فازی را برای حل یک مسئله جدید سازماندهی نمود و نیازی به طراحی دوباره سیستم وجود ندارد.

منطق فازی توان تحمل داده های غیر دقیق فازی را به شکل مطلوبی دارا می باشد. با نگاه دقیق به هر چیزی، متوجه نوعی نادرستی در آن می شویم و منطق فازی از این مفهوم یک پردازش سازمان یافته می سازد.

منطق فازی دارای قابلیت مدل سازی توابع غیرخطی پیچیده می باشد. می توانیم برای برقراری ارتباط بین هر مجموعه از داده های ورودی و خروجی، از سیستم فازی استفاده کنیم. این فرآیند از طریق تکنیک هایی نظیر ANFIS بسیار ساده می شود.

منطق فازی بر مبنای تجربه متخصصان عمل می کند. برخلاف شبکه های عصبی که داده های آموزشی را دریافت کرده و مدل های مبهم تولید می کنند، منطق فازی به ما اجازه می دهد تا بر تجربه متخصصانی که شناخت دقیقی از سیستم مورد بررسی دارند، تکیه نماییم.

منطق فازی با تکنیک های کنترلی مرسوم قابل ادغام است. سیستم های فازی الزاماً جایگزینی برای روش های کنترلی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد سیستم های فازی، پیاده سازی سیستم های کنترلی را تکمیل و تسهیل می کنند.

منطق فازی بر مبنای زبان طبیعی می باشد. اصول این منطق بر مبنای نوع ارتباط بشر است. از آنجا که منطق فازی بر پایه ساختارهای توصیف کیفی در زبان روزمره استوار می باشد، استفاده از آن بسیار ساده است.

با ما همراه باشید.